علي حسنالمجيد معروف به علي شيميايي، پسرعموي جنايتکار صدام در حالي اعدام شد که انتظار ميرفت او در جمع مردم دردمند حلبچه به دار مجازات آويخته شود.
احمد حسنالبکر، نخستين رئيسجمهور بعثيها درباره علي حسن المجيد اين گونه مي گويد:" المجيد انسان نيست. او حتي ويژگيهاي جانوران دردنده را نيز ندارد؛ او موجودي پست است که تنها هنرش جنايت است."
احمد حسنالبکر در روزي که مجبورش کردند از قدرت کنار برود و در کودتاي بدون خونريزي صدام از قدرت خلع شد، به آجودان خود گفت:" از هيچ چيز نميترسم، به جز نگاههاي پست پسرعمو و برادر ناتني صدام."
البکر بر اين باور بود که پسر بزرگ او به دست تيم علي حسنالمجيد از پاي درآمد.
بنا بر اين گزارش، امروز حتي در «تکريت» و منطقه «عوجه»، کسي از اعدام علي حسن المجيد ناراحت نيست. او حتي به عشيره خود نيز رحم نکرد. در جريان اعدام دامادهاي صدام، او خطاب به صدام گفت: بزرگوار! بگذار ما خون ناپاکان را بريزيم و هم او بود که با کمک عدي، خانه دامادهاي صدام را محاصره کرد و با موشک و آر پي جي، آنان را زير آوار خانههايشان مدفون ساخت.
المجيد، حتي در جريان انتقام عدي از برخي از عشاير تکريت که در جريان رسوايي اخلاقي تجاوز او به يک دختر عراقي روي داد، باز هم دست به جنايتي ديگر زد.
اين گزارش ادامه ميدهد، در زمان جنگ تحميلي و در جريان يکي از مهمانيهاي خصوصي صدام که مربوط به ازدواج قصي، پسر صدام بود، او در حالي که مست کرده بود، گفت: سرورم! بايد براي شگون عروسي قصي، اسراي ايراني را قرباني کنيم. اين جنايتکار در قتل بيش از 426 اسير ايراني ـ برابر اسناد موجود ـ شرکت داشته است.
بر پايه شواهد موجود، پس از انتفاضه سال 1991 ميلادي در جنوب عراق، او مأمور سرکوب شيعيان جنوب عراق شد و در حالي که از جنايات خود در کردستان عراق بازگشته بود، خود شخصا بازجويي از شيعيان بيدفاع عراقي را به عهده گرفت، تيرهاي خلاص را در باتلاقهاي مناطق جنوبي عراق، خود شخصا بر سر اسراي شيعه عراقي خالي ميکرد و اين در حالي بود که در پرونده جنايات عليه کردها که به پرونده «انفال» معروف بود، دستگيرشدگان کرد عراقي را با ديناميت منفجر ميکرد و اين کار براي او تبديل به يک سرگرمي شده بود.
وي هنگامي که در روزهاي پاياني عمر صدام، يکي از سه فرمانده اصلي ارتش عراق شده بود و براي رسيدگي مناطق جنوبي عراق از فرات مرکزي تا مرزهاي عربستان و کويت را زير سلطه داشت، باز هم به جنايات خود عليه مردم مسلمان عراق ادامه داد.
اما جالب اينکه، به هنگامي سرنگوني رژيم صدام ، علي حسنالمجيد در ماشين حمل گوسفندان، جنوب عراق را به مقصد مناطق شمالي اين کشور اشغال شده ترک کرد. او حتي در عشاير محل زادگاهش نيز منفور بود و آمريکايي ها در گزارش دستگيري وي مينويسند: دستگيري علي حسن المجيد، آسانتر از ديگر مقامات رده بالاي بعثي در عراق بود.
اين گزارش ميافزايد: پس از دستگيري، آمريکايي ها براي بازجويي از جلاد بغداد، چند شبانه روز به او بيخوابي دادند. او که به شدت ترسيده بود، هنگامي که در برابر بازجوي آمريکايي قرار گرفت و از او پرسيده شد که آيا درست است که وي با يک ماشين حمل گوسفند از جنوب عراق فرار کرده است، خطاب به او گفت: بله. و سپس بازجو از وي خواست که صداي گوسفند از خود درآورد و اين بعثي جنايتکار چندين بار بع بع گوسفندان را براي سربازان آمريکايي تکرار کرد؛ چهره او در هم شکسته بود و موهاي سر و صورتش که ديگر فرصت رنگ کردن به خود نداشتند سپيد شده بود.
صداي گوسفندان از دهان مردي بيرون آمد که جنايات او در قبال مردم عراق و همچنين در جنگ تحميلي عليه رزمندگان ايراني زبانزد بوده است.
علي شيميايي بسيار دير اعدام شد. در جنايات صدام، او به عنوان بازوي راستش به شمار ميرفت و خيلي پيش از اين بايد به دست عدالت سپرده ميشد. مردم عراق اميدوارند برادران ناتني صدام از «وطوان» و «السبعاوي» همچنين کساني چون طارق عزيز، سلطان هاشم و ديگر جنايتکاران عراقي به جوخه مرگ سپرده شوند تا تاريخ شاهد باشد، جنايتکاراني که انسانهاي مؤمن و بيگناه را قتل عام کردهاند، در همين سراي فاني با زبوني خواهند مرد.
منبع: تابناک