صفحه اصلی |  درباره ما |  تماس با ما |  نقشه سایت |  گالری عکس |  پیوندها |  مفاخر ما  



استان  خراسان رضوی |  شمالی |  جنوبی  
گفتگو

ارسال برای دوستان         نسخه قابل چاپ با تصویر         نسخه قابل چاپ بدون تصویر
ساعت : 15:14:26         تاریخ : 01/03/1389

گفتگويي زيبا با استاد عباس تهراني،نوازنده ممتاز کلارينت

خبر نگار اختصاصي مشهد نيوز با عباس تهراني ، نوازنده كلارينت مصاحبه اي ترتيب داد كه بخشي ار آن را مي خوانيم

شمس : آقاي تهراني لطفا بيوگرافي کوتاهي از خود بفرمائيد

تهراني : در سال 1307 در تهران متولد شدم .خانواده ما اصالتا اهل تهران بود و به همين علت نسب ما نيز تهراني شد .

شمس : چگونه با موسيقي آشنا شديد ؟

تهراني : در سن کودکي روزي با مادرم به زيارت شاه عبد العظيم رفته بوديم.فروشنده اي دستفروش چند نيلبک روي زمين گذاشته بود.وقتي چشمم به آن افتاد بي اختيار به مادرم اصرار کردم يکي برايم بخرد .بالاخره بعد از سماجت فراوان صاحب يکي از آن نيلبک ها شدم.هنگامي که براي بار اول در آن دميدم و صدايش به گوشم رسيد ، از خود بي خود شدم و با آن سن کم عاشق موسيقي و صداي آن ساز شدم.صدايي که اکنون پس از گذشت تقريبا هفت دهه هنوز در گوشم زنگ مي زند .پس از چندي وارد دبستان شدم و به ساز فلوت علاقه وافري پيدا کردم . در آن موقع و در مدرسه ما در هفته يک ساعت کلاس تلاوت قرآن و شرعيات داشتيم و يک ساعت نيز کلاس موسيقي برگزار مي شد .من نيز بالطبع در آن کلاس ها شرکت مي کردم و فلوت مي نواختم.اين را نيز اضافه کنم که فلوت را خودم فرا گرفتم و هيچ استادي اين ساز را به من آموزش نداد . فقط در مدرسه در نواختن آن به من کمک مي شد .همچنين پس از آن دوران تسلط زيادي در تلاوت قرآن نيز پيدا کردم .وقتي پا به سن 15 سالگي گذاشتم علي رغم اينکه دستگاه ها را نميشناختم و به نت ها نيز تسلطي نداشتم و فلوت را سماعي مي نواختم ، قطعه زيبايي در چهار گاه ساختم که مورد توجه بسياري از آشنايان به موسيقي قرار گرفت .پس از عشق ورزيدن به موسيقي در دوران مدرسه ،لباس پيش آهنگي به تن کرده و وارد دسته بالابان چي به سرپرستي زنده ياد سروان مين باشيان در مدرسه فرخي در مولوي شدم . و با افتخار از سروان مين باشيان به عنوان اولين استادم در موسيقي ياد مي کنم . در آن دوره انگشت خود را روي يکي از سوراخ هاي فلوت به خوبي قرار نمي دادم و سروان مين باشيان بارها به من اين تذکر را مي داد که انگشتم را درست قرار دهم.اما گوش من به قول امروزي ها بدهکار نبود . کار به جايي رسيد که روزي وي چنان مرا تنبيه کرد که انگشتم تا مدت ها سياه شده بود .شايد آن تنبيه باعث شد عباس تهراني امروز به اين نقطه برسد .در گروه بالابان چي چهار نوازنده وجود داشت . ولي الله البرز و علي اصغر فريدوني کلارينت مي نواختند و چنگيز عسگر پور و بنده حقير فلوت مي زديم . پس از آن دوره به ياد ماندني که هيچ گاه از ذهنم پاک نمي شود و آن را سرآغاز موسيقي خود مي دانم ، وارد هنرستان موسيقي شدم و به علت علاقه اي که به ساز کلارينت پيدا کرده بودم ، اين ساز را به عنوان ساز اصلي خود برگزيدم . در آن زمان استاد ايراني براي آموزش کلارينت نداشتيم و آقايي به نام ريش ان وايدر که اهل اتريش بود اين ساز رابه ما آموزش مي داد . او سبک نواختن غربي اين ساز را درس مي داد اما من هميشه دوست داشتم با اينکه اين کلارينت سازي غربي است ؛ آن را با نواي زيباي موسيقي ايراني و در دستگاه هاي اصيل خودمان بنوازم .پس خودم را به زنده ياد حسينعلي خان وزيري تبار معرفي کرده و از وي رديف هاي موسيقي ايراني را فرا گرفتم.بعد از فرا گيري رديف ها و گوشه هاي ايراني با کلارينت ، تازه فهميدم وقتي اين گوشه ها با کلارينت اجرا مي شود به واقع انسان را از عالم مادي به جائي ديگر مي کشاند .هنگامي که کاملا به دستگاه هاي ايراني مسلط شدم و آنها را با کلارينت نواختم وارد راديو شدم .

شمس : وارد كدام راديو شديد و با چه كساني همكاري كرديد ؟

تهراني : در آن زمان دو راديو وجود داشت .يكي راديو ژاندارمري و ديگري راديوي نيروي هوايي. پس از تستي كه در راديو دادم و اساتيد صداي ساز من را شنيدند به من اين اجازه داده شد در هفته يك ربع ساعت براي هر كدام از آنها تك نوازي داشته باشم . وقتي صداي ساز من در هفته در كل نيم ساعت از راديو پخش شد مورد توجه اساتيد قرار گرفت و توانستم وارد راديو تهران شوم . آن موقع راديو تهران در جاده قديم شميران قرار داشت . صدا بردار راديو زنده ياد عاطفي بود . و به من اين فرصت داده شد تا به صورت زنده در راديو ساز بنوازم. البته در آن دوره شرايط ضبط موسيقي وجود نداشت و ما مجبور بوديم تا به صورت زنده براي مردم موسيقي اجرا كنيم. بعد از آن مكان راديو تهران به ميدان ارگ نقل مكان كرد . در آنجا چند اركستر مشغول فعاليت بودند كه از آنها به اركستر مهدي خالدي ، برادران نور عين ، محمد علي نامداري ، شاپور نيا ، اركستر شماره سه به سرپرستي حسين شهبازيان ، شماره دو به سرپرستي جواد بديع زاده و ناصر زرآبادي و اركستر گلها به سرپرستي الماس موسيقي ايران روح الله خالقي ميتوان اشاره كرد . من به مدت 7 سال در اركستر شماره دو به سرپرستي بديع زاده كار كردم . در آن دوران ساز هاي كمي در اركستر نواخته مي شد كه شامل پيانو ، ويولن ، تار و تنبك بود. اما با حضور زنده ياد داود پيرنيا در راديو تعداد ساز ها افزايش يافت و سازها ي بادي مثل ساكسفون ، فلوت ، كلارينت و كنتروباس نيز وارد اركسترها شدند .

شمس : در حال حاضز با چه ارگان هايي مشغول همكاري هستيد ؟

تهراني : الان خودم علاوه بر تدريس به هنر جويان ، گروه هايي نيز زير نظر من مشغول فعاليت هستند . همچنين با صدا و سيما نيز در حال همكاري هستم و از طريق تلوزيون و راديو بار ها كارها و قطعات من پخش مي شود .به خصوص در شب هاي احيا كه نواي ساز من اشك مردم را جاري مي سازد و من نيز با ديدن اينكه ملت با شنيدن ساز من و عشق به ائمه معصوم گريه ميكنند اشك از چشمانم جاري مي شود .

شمس : بهترين صدايي را كه از دوران جواني به ياد داريد ازآن چه كسي است ؟

تهراني : از صداي داريوش رفيعي بسيار لذت مي بردم.او صدايي بم و سينه سوخته داشت اما فلك امانش نداد و در سن 31 سالگي از دنيا رفت . هميشه در خيابان ميديدم كه در حين راه رفتن به دليل سردردهاي شديد با دستانش سر خود را مي گيرد . به بديع زاده گفتم كه رفيعي وضعيت خوبي ندارد . الان مي خواهد به استديو برود و تصنيف ضبط كند . اما با اين شرايط برايش ضبط موسيقي بسيار سخت خواهد بود . بديع زاده با وزير بهداري وقت ، دكتر شاه قلي جريان را در ميان گذاشت . وزير نيز گفت تعداد زيادي از مردم نيز به اين بيماري ( بيماري روره ) مبتلا شده اند . رفيعي نيز از طريق آن بيماري ، به كزاز مبتلا شد و از بين رفت . از اساتيد وي به جواد بديع زاذه مي توان اشاره كرد . اما استعداد وي ذاتي و خدادادي بود و تمام آثار او استعداد ذاتي وي را تائيد ميكند . داريوش رفيعي در قبرستان ظهيرالدوله به خاك سپرده شد و كوروس سرهنگ زاده به دليل علاقه زيادي به رفيعي داشت ، نوع خوانندگي وي را ادامه داد و مقلد رفيعي به شمار مي آمد . رفيعي وقتي مي خواند ، به واقع به جايي فراتر از دنياي مادي وارد مي شد ، مثلا خود من وقتي كلارينت مي نوازم از خود بي خود شده و تمام ماهيت من به دنبال خوبي ها و زيبا يي ها مي رود . در اركستر مجيد وفا دار براي داريوش رفيعي ساز مي نواختم . اما جزعيات بيشتر را به دليل كهولت سن به خاطر نمي آورم . رفيعي در اوج تنهايي و غربت از ميان رفت . پرويز يا حقي نيز درست مانند رفيعي از دنيا رفت اونيز تها زيست و تنها رفت .( استاد مي گريد )

شمس : استاد تهراني نظرتان را در مورد چند تن از مشاهير موسيقي بدانم .

يا حقي : دلم برايش ميسوزد . وقتي تصادف كرد به آلمان سفر كرد تا بتواند خود را درمان كند اما آنها هم نتوانستند كاري برايش كنند و دار فاني را وداع گفت . از وي صفحه هايي كه خودش به من داده را به يادگار نگه داشتم .

انوشيروان روحاني : شهرت جهاني دارد و به واقع استاد است . پدرش نيز استاد ويولن بود و من نيز در اركستر پدرش ساز زده ام .

شمس : به نظر شما بهترين نوازنده ها چه كساني بودند ؟

تهراني : به نظر من بهترين نوازنده هاي كمانچه اصغر خان بهاري و هادي منتظري بودند . در تار جليل شهناز و فريدون حافظي را مي توانم نام ببرم .اما شخصا صداي ساز هوشنگ ظريف را بيشتر دوست دارم . پيانوي مرتضي محجوبي تك بود و در ويولن صبا و حبيب الله بديعي غوغا مي كردند . سنتور پايور ، نجاحي و ملك انسان را از خود بي خود مي كرد و سه تاري به زيبايي سه تار اسطوره موسيقي احمد عبادي به وجود نخواهد آمد .تصوير تمامي اين عزيزان و بزرگان به علاوه بنده حقير در پوستر ملي گل هاي جاويدان حك شده است .

شمس : آقاي تهراني ، موسيقي را چگونه تعريف مي كنيد ؟

تهراني : به نظر من موسيقي يك علم است.علم هيچ وقت عاملي را عنوان نمي كند مگر اينكه آن عامل را پياده نمايد . موسيقي كشور ما در اولويت قرار دارد . چون ما رديف هايي داريم كه در هيچ نوع موسيقي اي وجود ندارد . حتي موسيقي ما شفا بخش مي باشد . من در امريكا در بيمارستاني ، با نواختن ساز باعث بهبود يافتن سلامتي بيماري شدم . حتي در مجله شفا نيز اين موضوع چاپ شد . بيماري كه به مرض اعصاب دچار بود وقتي صداي ساز من را شنيد به بهبودي رسيد .موسيقي ما از دوران قبل ، از مرثيه و تعزيه خواني نشات گرفته است و به صورت سينه به سينه به ما رسيده است . علامه مجلسي در مورد موسيقي دوره صفوي با تفسير گفته است كه عبدالرحمن داماادي نت موسيقي ما را به افريقا فرستاد كه به واقع اين موضوع باعث افتخار ما مي باشد . زنده ياد علي نقي خان وزيري موسيقي ما را تفكيك نمود و ابداع گر پيش در آمد بود و موسيقي ايراني را به نت تبديل كرد .

شمس : چه فعاليت هايي به غير از موسيقي داريد ؟

تهراني : من در سراسر عمر، خود را وقف موسيقي نموده ام .با طبيعت زندگي كردم و گياه و درخت جزء زندگي من بوده اند .

شمس : از غلامحسين بنان كمي بگوئيد :

تهراني : بسيار صداي زيبايي داشت .رديف هاي موسيقي را كامل مي دانست .اولين بار استادم ، آقاي وزيري تبار گوشه ديلمان را در آواز دشتي براي بنان نواخت . او نيز آوازي در اين گوشه با صداي دلنشين خود اجرا كرد كه هم اكنون نيز جزء بهترين آثار موسيقي به جا مانده به شمار مي آيد ( آلبوم تنها ماندم ) . خود من هم در اركستر روح الله خالقي ، اين گوشه را براي بنان نواختم و مورد توجه وي قرار گرفت . بنان از شنيدن اين گوشه با كلارينت من ، گفت كه تهراني از استاد وزيري تبار بهتر نواختي. در جواب به وي گفتم : استاد ، آقاي وزيري تبار استاد من است و مسلما بهتر از من مينوازد .بنان نيز در پاسخ گفت كه تو مخملي مي نوازي .اما از اين فرصت استفاده ميكنم و با افتخار ازآقاي وزيري تبار به عنوان بهترين استاد خود نام ميبرم .

شمس : نظر شما در مورد آقاي شجريان چيست ؟

تهراني : آقاي شجريان موسيقي دان بسيار برجسته اي است. به رديف ها كاملا تسلط دارد. اما تا به حال در هيچ اركستري با وي همكاري نداشته ام . اما در محافل مختلف با او هم نشين بوده ام . او در زنده نگه داشتن موسيقي ايراني سهم به سزايي دارد .او دستگاه هايي مانند راست پنجگاه و نوا را اجرا كرد كه قبل از اينكه او آنها را باز خواني كند ، در حال فراموش شدن بودند و وي با اجراي اين دستگاه ها باعث زنده شدن دوباره آن ها شد و در حال حاضر بسياري از خواننده و نوازندگان جوان اين دستگاه ها را فرا مي گيرند. از شجريان به عنوان بهترين صداي قرن نام مي برم .

شمس : جناب تهراني ، تا جايي كه من مي دانم استاد بنان ، گوسه بوسليك كه در دستگاه نوا مي باشد را در آلبوم ‌‌ ( حالا چرا ) اجرا كرده است.

تهراني :كاملا درست مي فرماييد. اتفاقا در آن كار خود من نيز جزء اركستر بودم كه هدايت آن را روح الله خالقي در دست داشت و جزء كارهاي بي نظير در تاريخ موسيقي ما به شمار مي آيد .

شمس : كمي در مورد ساز كلارينت يا همان قرني براي ما توضيح دهيد .

تهراني : كلارينت سازي است كه اول كشور انگليس آن را به دنياي موسيقي معرفي كرد . سپس وارد كشور هاي آلمان و فرانسه شد و به وسيله ارتش به ايران آمد .بعد از اينكه اساتيد آن دوره با كلارينت آشنايي پيدا كردند ، از
آن به عنوان ساز اركستر استفاده شد . كلارينت سازي مكمل در اركستر به شمار مي آيد . همانگونه كه ميدانيد ويولن و پيانو ساز هاي اصلي اركستر مي باشند ، و كلارينت و ساز هاي بادي ديگر جزء ساز هاي مكمل به شمار مي آيند و جاهاي خالي آهنگ را به زيبايي پر مي كنند .

شمس : همان طور كه مي دانيم نت هاي كرن مخصوص موسيقي ايراني مي باشد و در ساز هاي غربي تعريف نشده است .با توجه به اينكه كلارينت سازي غربي به شمار مي آيد ، چگونه با آن نت هاي كرن ( ربع پرده ) را مي نوازيد ؟

تهراني : من جزء اولين نفراتي بودم كه توانستم روش نواختن نت هاي كرن را فرا بگيرم .اين كار را با مالش انگشت روي كليد ها و نوع لب گذاشتن روي ساز انجام مي دهم .بنان هميشه مي گفت كه تهراني تو مخملي مي نوازي .حروف زينت در ربع پرده ( كرن ) بسيار موثر است و باعث زيبايي كار مي شود .

شمس : چه سخن يا درددلي با مسئولين و دست اندركاران كشور در زمينه موسيقي دارديد ؟

تهراني : از آن ها اين درخواست را دارم كه از هنرمندان ، به خصوص هنرمندان قديمي و پيشكسوت استفاده نمايند . زيرا آنها تاريخ موسيقي زنده به شمار مي آيند . و علم موسيقي آن ها آنقدر بالا است كه مي توانند موسيقي سنتي ما را احيا كنند . در حال حاضر اكثر هنرمندان قديمي فراموش شده اند و اين موضوع در فراموشي موسيقي سنتي ما تاثير بسزايي خواهد داشت . زيرا همانطور كه مي بينيم جوانان اغلب موسيقي سنتي را نمي شناسند و به موسيقي هاي ديگر روي آورده اند . به نظر من موسيقي سنتي ايران بهترين موسيقي دنيا به شمار مي آيد.زيرا گستردگي بسياري دارد و زيبايي آن استثنايي مي باشد .البته من اعتقاد دارم بايد همه نوع موسيقي ها را گوش داد . اما موسيقي كشور ما با سبك سنتي خود ، در دنيا شناخته مي شود و بايد براي جا انداختن اين موسيقي از هنرمندان قديمي استفاده نمود . مردم ما موسيقي را به خوبي مي شناسند اما هنوز براي آنها موسيقي سنتي به يك فرهنگ تبديل نشده است . از مسئولين اين درخواست را دارم كه با فرهنگ سازي موسيقي سنتي در ميان مردم ، از كم رنگ شدن اين سبك اصيل موسيقي ملي كشورمان جلو گيري نمايند .

شمس : در آخر چه سخني با جوانان داريد ؟

تهراني : من سالم زندگي كردم و در زندگي ام به اين موضوع مي بالم . درست زندگي كردن را استاد ابولحسن صبا به من آموخت . روزي در حال نواختن قطعه اي در افشاري بود ، رهي معيري هم براي شنيدن صداي خواننده اي كه نامش را به خاطر نمي آورم در آنجا حضور داشت . وقتي كار به اتمام رسيد ، قاسم نيكپور كه نوازنده پيانو بود از من درخواست كرد كه به نزد استاد صبا بروم . صبا از من پرسيد كه چگونه با كلارينت نت كرن مي نوازي ؟ وقتي براي وي چگونگي اين كار را توضيح دادم به شدت از اين نوع نوازندگي من خوشش آمد . بعد از آن به من گفت : تهراني براي تو نصيحتي دارم و آن اين است كه سالم زندگي كن . تنها نصيحت من نيز به جوانان اين مي باشد كه سالم زندگي كنند . من در حال حاضر 82 سال سن دارم اما هنوز هم با قدرت ساز مي نوازم و تا آخرين لحظه عمرم ، از معشوغه خود يعني كلارينت جدا نخواهم شد .

ما عاشقيم و خوشتر از اين كار نيست يعني به كار دگر اعتبار نيست آ


نظرات کاربران

ارسال برای دوستان         نسخه قابل چاپ با تصویر         نسخه قابل چاپ بدون تصویر

نام م نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
نظر شما :