۞ سخن روز
تنها انقلاب خطرناک، انقلاب گرسنگان است. من از شورشهایی که دلیل آن بی‌نانی باشد، بیش از نبرد با یک ارتش دویست‌هزارنفری بیم دارم! ناپلئون بناپارت
Sunday, 2 August , 2026
شناسه خبر : 38432
  پرینتخانه » یادداشت تاریخ انتشار : 02 آگوست 2026 - 15:05 |

روایت های آمریکایی؛ شکست در میناب و پیروزی در هیروشیما!

روایت های آمریکایی؛ شکست در میناب و پیروزی در هیروشیما! در هیروشیما، تسلیم ژاپن به آمریکا این امکان را داد بمباران را «هزینه پایان جنگ» بنامد؛ اما در میناب، چون ایران شکست نخورد و جنگ به نتیجه سیاسی موردنظر مهاجم نرسید، ویرانی مدرسه نیز نتوانست در سایه یک پیروزی پنهان شود. به گزارش مشهدنیوز به نقل […]

روایت های آمریکایی؛ شکست در میناب و پیروزی در هیروشیما!

روایت های آمریکایی؛ شکست در میناب و پیروزی در هیروشیما!

در هیروشیما، تسلیم ژاپن به آمریکا این امکان را داد بمباران را «هزینه پایان جنگ» بنامد؛ اما در میناب، چون ایران شکست نخورد و جنگ به نتیجه سیاسی موردنظر مهاجم نرسید، ویرانی مدرسه نیز نتوانست در سایه یک پیروزی پنهان شود.

به گزارش مشهدنیوز به نقل از شبکه شرق، در هیروشیما، تسلیم ژاپن به آمریکا این امکان را داد بمباران را «هزینه پایان جنگ» بنامد؛ اما در میناب، چون ایران شکست نخورد و جنگ به نتیجه سیاسی موردنظر مهاجم نرسید، ویرانی مدرسه نیز نتوانست در سایه یک پیروزی پنهان شود.

صبح ششم آگوست ۱۹۴۵، هیروشیما هنوز شهری بود با خانه‌ها، مدرسه‌ها، بیمارستان‌ها و مردمانی که نمی‌دانستند تا چند دقیقه دیگر نام شهرشان به یکی از هولناک‌ترین واژه‌های تاریخ بدل خواهد شد. ساعت ۸:۱۵، بمب اتمی بر فراز شهر منفجر شد. نظام درمانی شهر تقریبا هم‌زمان با مردمش فروریخت؛

برآورد کمیته بین‌المللی صلیب سرخ نشان می‌دهد ۹۰ درصد پزشکان و ۹۲ درصد پرستاران هیروشیما کشته شدند یا از دسترس خارج شدند. اما در آن سوی اقیانوس، تصویر دیگری در حال ساخته‌شدن بود: نه کودکان سوخته و بیمارانی که از تشعشع می‌مردند، بلکه پایان جنگ، تسلیم ژاپن و بازگشت سربازان آمریکایی به خانه بود. حدود دو هفته بعد، ۸۵ درصد پاسخ‌دهندگان آمریکایی در نظرسنجی گالوپ استفاده از بمب اتمی را تأیید می‌کردند و تنها ۱۰ درصد مخالف بودند.

این عدد فقط درباره نگرش به یک سلاح نبود؛ درباره قدرت پیروزی در تعیین معنای جنگ بود. بمب در ذهن بخش بزرگی از جامعه آمریکا، پیش از آنکه با قربانیان غیرنظامی پیوند بخورد، با تسلیم ژاپن و پایان جنگ گره خورده بود. حرف اصلی همین‌جاست: قدرت تخریب، به‌تنهایی روایت پیروز نمی‌سازد؛ اما پیروزی نظامی و سیاسی، امکان مهمی برای مشروعیت‌بخشیدن به خشونت فراهم می‌کند.

آمریکا در سال ۱۹۴۵ توانست بمباران هیروشیما را برای چند دهه در افکار عمومی خود در قالب «ضرورت پایان جنگ» تثبیت کند، زیرا چند روز بعد ژاپن تسلیم شد. در میناب، مسئله فقط این نبود که قربانیان زودتر دیده شدند؛ مهم‌تر آن بود که ایران در جنگ شکست نخورد. چون تسلیمی رخ نداد و جنگ به نتیجه سیاسی موردنظر آمریکا نرسید، مهاجم نتوانست ویرانی مدرسه را «هزینه پایان جنگ» یا «بهای پیروزی» بنامد.

روایتی که بر نتیجه جنگ تکیه داشت

هری ترومن در بیانیه رسمی خود، هیروشیما را «پایگاه مهم ارتش ژاپن» معرفی کرد. در این زبان، شهر به هدف نظامی، کشتار غیرنظامیان به هزینه اجتناب‌ناپذیر جنگ و بمب به ابزار نجات جان سربازان تبدیل شد. نتیجه جنگ نیز به‌عنوان شاهد درستی تصمیم عرضه شد: چون ژاپن تسلیم شد، پس استفاده از بمب ضروری بوده است. این روایت تمام حقیقت تاریخی نبود.

میان مورخان درباره میزان تأثیر بمباران اتمی، ورود شوروی به جنگ و بحران درونی رهبری ژاپن اختلاف نظر وجود دارد. پیش از حمله نیز دانشمندانی در گزارش فرانک و دادخواست لئو زیلارد درباره استفاده مستقیم از بمب علیه شهرها هشدار داده بودند. بااین‌حال، پیروزی آمریکا و پایان جنگ، این صداها را برای مدتی به حاشیه راند.

محدودیت انتشار تصاویر و گزارش‌های پزشکی نیز به غلبه روایت رسمی کمک کرد؛ اما علت را نمی‌توان فقط به سانسور فروکاست. جامعه‌ای که پس از سال‌ها جنگ، خبر تسلیم دشمن را می‌شنود، آمادگی بیشتری دارد تا تصمیم فاتح را از خلال نتیجه آن قضاوت کند. مردم آمریکا ابتدا تصاویر هوایی یک شهر ویران را دیدند، نه بدن‌های سوخته، بیماری‌های ناشی از تشعشع و مرگ تدریجی بازماندگان را.

روایت پیروزی پیش از چهره قربانیان تثبیت شد. این روایت البته ابدی نماند. انتشار اسناد، تصاویر و گزارش مشهور جان هرسی، انسان‌های هیروشیما را از زیر سایه اعداد بیرون آورد. کاهش حمایت آمریکایی‌ها از بمباران در دهه‌های بعد نیز نشان داد پیروزی می‌تواند داوری اخلاقی را به تأخیر بیندازد، اما نمی‌تواند آن را برای همیشه خاموش کند.

وقتی ایران شکست نخورد

81 سال بعد، مدرسه شجره طیبه میناب به حافظه جنگ افزوده شد. آمارهای منتشرشده درباره تعداد قربانیان یکسان نبود، اما اصل واقعه روشن بود: مدرسه‌ای فعال در زمان حضور دانش‌آموزان هدف قرار گرفت و شمار زیادی کودک، معلم و والدین  کشته شدند.

موضوع این مقایسه، همسان‌دانستن هیروشیما و میناب از حیث نوع سلاح، مقیاس تخریب یا تعداد قربانیان نیست؛ موضوع، مقایسه دو سازوکار متفاوت تولید معنا پس از خشونت است. در میناب، ترتیب شکل‌گیری روایت وارونه بود. مدرسه، کیف‌ها، کلاس‌های ویران و خانواده‌های سوگوار پیش از آنکه مهاجم بتواند توضیحی منسجم ارائه کند، دیده شدند.

تصاویر ماهواره‌ای، گزارش رسانه‌ها و شهادت شاهدان، امکان انحصار روایت را کاهش دادند. اما عامل اصلی فقط جهان شبکه‌ای و سرعت انتشار تصاویر نبود. ایران شکست نخورده بود.

آمریکا نتوانست نتیجه‌ای مشابه سال ۱۹۴۵ به افکار عمومی عرضه کند: نه تسلیمی در کار بود، نه پایان جنگی به نام مهاجم ثبت شد و نه اهداف سیاسی آن به‌طور کامل تحقق یافت. زنجیره مشروعیت‌سازی ناقص ماند: ایران تسلیم نشد و شکست نخورد؛ در نتیجه پیروزی سیاسی آمریکا شکل نگرفت و چون پیروزی سیاسی وجود نداشت، توجیه هزینه انسانی حمله نیز دشوار شد.

آمریکا درباره هیروشیما می‌توانست ادعا کند بمب، جنگ را پایان داد. در میناب ناچار بود پاسخ دهد کشته‌شدن کودکان یک مدرسه چه دستاورد نظامی یا سیاسی قابل دفاعی ایجاد کرده است. اینجا برتری تسلیحاتی از پیروزی سیاسی جدا شد.

آمریکا توان آسیب‌زدن داشت، اما نتوانست از آن آسیب نتیجه‌ای بسازد که به روایتش مشروعیت بدهد. البته «شکست روایت آمریکا» نمی‌تواند یک موضوع مستمر تلقی شود و بر این اساس ضرورت اجتناب‌ناپذیر روایتگری دائم و مستدام از ابعاد فاجعه میناب در افکار عمومی داخلی و بین‌المللی است.

روایت، بخشی از دفاع ملی

پیروزی دست‌کم سه سطح دارد: توان ضربه‌زدن، دستیابی به هدف سیاسی و پذیرفته‌شدن مشروعیت جنگ. ممکن است دولتی در سطح نخست برتری داشته باشد، اما در دو سطح دیگر شکست بخورد. بتواند ویران کند، اما نتواند قانع کند.

اگر روایت بخشی از نتیجه جنگ است، حفظ یاد قربانیان و تداوم روایت معتبر از فاجعه نیز بخشی از دفاع پس از جنگ خواهد بود. در این چارچوب است که پیگیری‌های مستمر وزیر میراث فرهنگی درباره ضرورت زنده‌ماندن نام و یاد شهدای میناب که از ابتدای تحمیل جنگ رمضان آغاز شد، قابل تأمل است.

در هیروشیما، پیروزی آمریکا برای سال‌ها صدای قربانیان را زیر روایت فاتح پنهان کرد؛ اما در میناب، مهاجم نتوانست ویرانی مدرسه را به پیروزی سیاسی یا پایان جنگ پیوند بزند و از همین رو نتوانست روایت خود را نیز غالب سازد. این‌بار، کودکان پیش از آنکه به عدد تبدیل شوند، خود روایت جنگ را نوشتند.

بحران تولید فهم سیاست در ایران
 تأملی در نسبت بحران عقل دولت و امکان بازسازی خرد سیاسی

بحران تولید فهم سیاست در ایران

تأملی در نسبت بحران عقل دولت و امکان بازسازی خرد سیاسی بحران تولید فهم سیاست در ایران پرسش اساسی درباره ایران این است که آیا بحران‌های موجود صرفاً مجموعه‌ای از نارسایی‌های اقتصادی، مدیریتی و اجرایی هستند یا نشانه نوعی اختلال عمیق‌تر در ساختار فهم سیاسی و تاریخی کشور به شمار می‌روند. به گزارش مشهدنیوز به نقل […]

 28 جولای 2026

نویسنده : روزبه کردونی/ سیاست‌پژوه | منبع خبر : شرق
به اشتراک بگذارید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.