۞ سخن روز
تنها انقلاب خطرناک، انقلاب گرسنگان است. من از شورشهایی که دلیل آن بی‌نانی باشد، بیش از نبرد با یک ارتش دویست‌هزارنفری بیم دارم! ناپلئون بناپارت
Friday, 21 June , 2024
شناسه خبر : 20611
  پرینتخانه » آخرین اخبار, آموزش, اجتماعی, تیتر یک, جام حذفی, خانواده, دیگر رسانه ها, سلامت, شهری, فوتبال, لیگ برتر, لیگ قهرمانان آسیا, والیبال, ورزشی تاریخ انتشار : 09 دسامبر 2022 - 2:03 |

فوتبال علم است

در مورد ناکامی فوتبال ایران در جام جهانی و قبل از آن در فوتبال آسیا می‌توان مطالب و علل گوناگونی را عنوان کرد. مگر می‌شود غنی‌ترین منطقه فوتبالی قاره کهن با نیروی انسانی عظیم و حتی منابع مالی فراوان اما تعریف نشده همچنان بین هشت و نُه معضلات و مشکلات عدیده دست و پنجه نرم کند و دست آخر دل‌خوشی‌های خود را در صعود به جام جهانی و صدر نشینی در رنگینگ فیفا خلاصه نموده و هر کسی با هر اعتبار و دانشی به خود اجازه بدهد بدین مقوله مهم وارد شود وطلبکارانه از آن خارج گردد و هرگز پاسخگوی عملکرد نامناسب خود نباشد. به بهانه ناکامی ایران در جام جهانی فوتبال نگاهی به وضعیت و دلایل این ناکامی خواهیم انداخت:
فوتبال علم است

مشهد نیوز: فوتبال علم است

باید قبول کنیم که فوتبال از سیمای یک رشته ورزشی خارج شده و ضمن تبدیل شدن به صنعت تاثیر گذار به خودی خود یک علم است. کشورها مسلما برای توسعه علوم محتاج به برنامه ریزی و آینده‌نگری هستند. در این بین فوتبال به علت فراگیری بالا و محبوبیت‌های ویژه بین تمام افراد در همه جوامع با هر سلیقه و با هر میزان سواد و با هر سن و سال و با هر جنسیت به خودی خود حساسیت‌های متفاوتی در جوامع ایجاد کرده و لازم است متولیان ورزشی کشورها و ایران با حمایت ویژه  و وضع سیاست‌ها و قوانین متناسب، فوتبال مناطق خود را در مسیر این علم و صنعت بزرگ قرار بدهند.

رویکرد نامناسب به فوتبال

در یک جمله باید اعتراف کرد که رویکرد ایران اعم از مردم و دولت به مقوله فوتبال نامناسب بوده و هست. در حقیقت فوتبال به هیچ عنوان جدی گرفته نشده و نگاه حرفه‌ای بدان نشده است. اغلب نگاه سودجویانه در این رشته، منجر به ورود و نهادینه شدن تفکراتی شده است که با روح و فلسفه فوتبال مغایرت دارد. بسیاری از مواقع فوتبال فرصتی برای رونمایی چهره‌ها برای رسیدن به مطامع غیر فوتبالی شده است. با این وصف رویکرد اهالی فوتبال چه آنانی که در بطن فوتبال بوده و چه آنانی که پیرامون این صنعت دنبال اهداف از پیش تعیین شده خود بودند، آنچنان نامناسب بوده که مسیری کاملا غلط را برای فوتبال ایران تعریف کرده است. فوتبال ایران قادر نیست از ستاره‌های خود بهره برده و هر طیفی که در راس امور قرار می‌گیرد متاسفانه استفاده ابزاری را جایگزین بهروری از تجارب پیشکسوتان کرده است.

سیاست اشتباه در فدراسیون

پُر اشتباه‌ترین سیاست‌های موجود متعلق به مدیریت کلان فوتبال است. آزمون و خطا تنها برنامه اغلب فدراسیون‌های ایران بوده است.  فدرسیون فوتبال پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران بیشتر از بیست مدیر برخود دیده است. تعدادی به عنوان سرپرست و کفیل و اغلب تحت عنوان رئیس  وارد فدراسیون فوتبال شده‌اند. به جز چند دوره کوتاه از جمله دوره مدیریت محمد دادکان، برنامه نخست سایر مدیران مبتنی بر رشد  توسعه فوتبال نبوده و گاهی با انتخاب معاونین نامناسب صرفا انتهای کار آنان کسب تجارب ناموفق بوده و جالب اینکه همواره ضمن تکرار این دور باطل همان مدیران ناموفق یا به فوتبال بازگشتند و یا بدون پاسخگویی در مشاغل دیگر به مدیریت خود ادامه داده و همیشه به عنوان کارشناس، فدراسیون‌های بعد و قبل خود را مورد انتقاد قرار داده‌اند. باید پرسید جایگاه دانشمندان این رشته در فوتبال ایران کجاست و برنامه هدایت فوتبال با چه رویکردی تدوین شده است؟.

مسیر غلط باشگاه‌داری

به جرات می توان گفت تعداد باشگاه‌هایی که با تعریف واقعی و استاندارد خود در ایران فعالیت می‌کنند از تعداد انگشتان یک دست نیز کمتر هستند. همان تعداد معدود نیز به علت مسیر اشتباه باشگاه‌داری در ایران مجبور هستند سیاست‌های باشگاه خود متوازن با برنامه‌های غلط باشگاه‌داری ایران نموده و از بیراهه به هدف برسند. در باشگاه‌های ایران تعاریف چون اقتصاد، سرمایه، بیلان کار، درآمد، هزینه های جاری، هزینه های ثابت و غیره وجود نداشته و اداره این گونه باشگاه‌ها باری به هرجهت می‌باشد. بی‌گمان بر اهالی فوتبال روشن است که وضعیت دو باشگاه مردمی ایران چگونه است و سوء مدیریت موجود حتی با ورود آنان به فرابورس نیز نتوانسته است حداقل‌های ممکن را برای ادامه حیات فراهم سازد. سیاست دروغ در قبال کنفندراسیون آسیا نیز نخ نما شده و ضمن باطل شدن مجوز حرفه‌ای دو باشگاه، اوضاع آنان چنان غیرقابل پیشبینی شده است که مدیرعاملی با این اعتبار که سرمایه کلانی در خزانه باشگاه پس انداز شده است وارد گود شده و سپس با  مشاهده بدهی‌های وحشتناک پیشینان، پشیمان از حضور می گردد. جالب است که شفافیتی نیز در فوتبال ایران و باشگاه‌های آن دیده نشده و هر روز خبری تازه از تیره روزی‌های آنان مخابره می شود.

مسیر اشتباه تیم ملی

اگر بخواهیم در مورد ناکامی‌های پی در پی فوتبال ایران و در راس آن تیم ملی دنبال مقصر بگردیم بی انصافی خواهد بود که صرفا کی‌روش و کادر فنی او را تنها عامل بدانیم. در حقیقت مسیر فوتبال ایران و مسیر تیم ملی به سمت و سویی می باشد که چنانچه بهترین مربیان دنیا نیز روی نیمکت آن بنشینند، موفقیتی حاصل نخواهد شد. تفکراتی که صعود به جام جهانی را فوق العاده معرفی می‌کند و اندیشه‌ای که القا می‌نماید این صعود فتح و فتوحی بزرگ و دست نیافتنی بوده مسلما برنامه‌ای برای موفقیت در جام جهانی ندارد. جریانی که در انتخاب سرمربی هر موضوعی به غیر از موفقیت تیم ملی را در نظر گرفته، اغلب دنبال مانور‌های غیر حرفه‌ای و خارج از فوتبال بوده است. تصمیماتی که منعفت باشگاهی را جایگزین منافع ملی کرده است. مسیر اشتباه تیم ملی حاصل رفت و آمد‌های نامشخص مدیران، مربیان و نتیجه تمایلات و خواسته‌های جماعتی است که فوتبال را وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف خود ساخته و قصد دارند از نردبان این صنعت به قله‌ای برسند که سود سرشاری به آنان رسانده و در عوض ستون فقرات فوتبال ملی را در هم می‌کوبد.

اشتباهات کار فنی

مربیان در فوتبال دنبال معجزه نیستند و در حقیقت کار و هدف مربیان و کادر فنی آنان گذر از شاه‌راه معجزه نیست. بی‌گمان با شرایط موجود نه کی‌روش و نه ویلموتس و نه هیچ مربی خارجی و داخلی موفق نخواهد شد. در شرایط کنونی انداختن توپ به میدان کی‌روش همانقدر ساده لوحانه است که صعود به مرحله حذفی با اسکوچیچ پیشبینی شده بود. باید دید فوتبال ایران و متولیان آن به کی‌روش و امثالهم چه چیزی تحویل داده اند که انتظار صعود داشتند. البته پُر واضح است که مرد پرتغالی همچون دوره گذشته حضورش در فوتبال ایران اشتباهات زیادی را مرتکب شده است و تاسف بار تر اینکه فدراسیون و وزارت ورزش نیز با او همراهی بی چون و چرایی داشته و حتی در مورد چگونگی  همکاری و پایان آن با کی‌روش نه در دروه اول توضیحی داده شد و نه در حال حاضر شفافیتی وجود دارد.  اولین اشتباه سرمربی عدم اعتماد به مربیان ایرانی  در هر دو دوره حضورش درایران بود و دومین اشتباه او را باید به نحوه انتخاب و رویکرد وی با بازیکنان مرتبط دانست. مرد باتجربه تیم ملی که در کنار مربیان بزرگ دنیا ریز و بم مربیگری را آموخته است هرگز نتوانست درون مایه واقعی فوتبال ایران را بشناسد به همین دلیل با تلنگری بهترین دروازبان و بهترین مدافع و حتی بهترین هافبک دو دهه اخیر ایران را کنار گذاشته و در حضور دوباره‌اش در فوتبال ایران باحذف جوانان با انگیزه به دنبال معجزه با بازیکنانی بود که حتی در باشگاه خود نیز درخشش چندانی نداشته‌اند. در حقیقت شگفتانه وارونه کی‌روش با نموداری پُرنوسان و اعتمادی از دست رفته به چند مهره آماده جام جهانی را آغاز کرد و در همان بازی اول قافیه صعود را به حریفان واگذار نمود.

حذف از در عین شایستگی

غیر از قطر باقی کشورهای آسیایی بازی‌های با کیفیتی را در جام بیست و دوم از خود نشان دادند. ژاپن ناباورانه حذف شد و کره جنوبی گرفتار تکنیکی‌های برزیل گردید. اما ایران در بهترین موقعیت و در حالی که شایستگی‌های فراوانی برای یک مرحله صعود داشت، حذف شد. اگر بازی با انگلیس را یک غافلگیری تلقی کنیم باید به بازی ایران مقابل ولز نمره قبولی بدهیم. اما بازی سوم محتاج هنر مربی بود. اما دوباره کلیت تیم ملی از شجاعت لازم برای صعود دور شد. کی‌روش حاضر نشد ریسک آخر خود را با حضور با انگیزه‌هایی چون حسینی و خلیل زاده و حتی چشمی انجام بدهد و برای صعود دنبال مساوی بود و بازیکنان با بیم عدم صعود نود دقیقه برای نباختن به میدان آمده بودند و حاضر نشدند از نبوغ ذاتی خود بهره ببرند. “در این بین مسایل خارج از فوتبال و حجمه وارده بی تاثیر نبود.”

زیرساخت‌ها و آینده

تا چه وقت باید شاهد ناکامی فوتبال ملی باشیم.؟ رنکینگ فیفا را نیز از دست دادیم و در رده‌های گوناگون با ناکامی به کار خود پایان دادیم. تاکی باید دست روی دست بگذاریم و دنبال حوادث باشیم؟ آقای رئیس گارانتی حضور شما در راس فوتبال ایران بی‌گمان باید موفقیت باشد. دیگر با متد جدید فیفا در خصوص جام جهانی صعود افتخار آفرین نیست. ” مگر خواسته باشید به هند و بنگلادش هم ببازید”  آقای رئیس رمز موفقیت  فوتبال ایران در سه نکته خلاصه شده است؛ پرداختن به زیرساخت‌ها به صورت اصولی و علمی، آینده‌نگری و برنامه ریزی در مورد فوتبال باشگاهی و رده‌های پایه و دست آخر از مناسبات باشگاهی و تمایلات رنگی خارج شدن. براستی برنامه فدراسیون در مورد فوتبال کشور، فوتبال شهرستان‌ها و جام های آسیایی چیست؟

فوتبال پایه وفراموشی

فوتبال پایه از حافظه اهالی فوتبال پاک گردیده و در این موضوع دچار فراموشی تاریخی شده‌ایم. در همین سال‌های اخیر تیم امید محله بروبیا مربیان گردیده است. بسیاری از مربیان کاربلد و با دانش در رده پایه منزوی شده‌اند. استعدایابی به مضحک ترین روش انجام می‌شود. فوتبال ایران انتظار دارد از مسیر دلال‌ها استعدادهای ناب را معرفی نماید.؟ فوتبال ایران منتظر است دیگران برای پیشرفتش تصمیم گیری کنند.؟ فوتبال ایران با روش حال حاضر دنبال نخبگان این رشته است.؟” این ره که تو می روی به ناکجا آباد است”

لزوم الگوبرداری از ژاپن

ژاپنی‌ها بعد از حادثه هیروشیما به این نتیجه رسیدن که باید عمل و کار را جایگزین حرف و ادعا نمایند. آنان ابتدا دست به فرهنگ سازی زدند. کودکان ژاپنی با مشاهد انیمشین‌های آموزنده درس زندگی گرفتن و آماده ورود به جامعه کار ژاپن گردیدند. در مقوله فوتبال نیز چند اقدام مهم در ژاپن اتفاق افتاد. کارتون نوستالژیک فوتبالیست‌ها شروع بسیار مناسبی بود تا کودکان این کشور مجذوب این رشته شوند و بعد با تاسیس جی لیگ و استخدام ستاره‌های بازنشسته، فرهنک راستین فوتبال وارد ژاپن شد. جالب است بدانیم که ژاپن برای جذب تماشاگر از کشورهای بسیاری حتی ایران الگو بردای  کرده و در برنامه بلند مدت آنان قهرمانی فوتبال جهان در سال 2050 گنجانده شده است. با این حال و علیرغم اینکه  می‌بایست ژاپنی ها که قدمت بسیار اندکی در فوتبال نسبت به ایران دارند، از فوتبال ایران الگو برداری نمایند، اما وقت آن رسیده است که فوتبال ایران از کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه در صنعت فوتبال همچون ژاپن و قطر الگو بردای  کرده و ساختار مناسبی برای این رشته تدوین و اجرا نماید.

سیاست و فوتبال دو مسیر موازی

اگر معتقد باشیم سیاست از فوتبال جداست، سخت در اشتباه هستیم. اگر بخواهیم تاثیر متقابل این دو مقوله را منکر باشیم باز هم اشتباه کرده‌ایم. حقیقت اینست که فوتبال و سیاست دو مسیر موازی هستند که هم در یکدیگر تاثیر دارند و  هم از یکدیگر بهره می‌برند. با این تعریف و با این پیش فرض که تکلیف فوتبال مشخص و معین است باید سیاست و سیاستمداران به شکل ابزاری به این مقوله نگاه نکرده و برعکس همراه با آن جامعه و اقتصاد را تقویت نمایند. با این وصف نقش مراجعی چون: مجلس شورای اسلامی، وزارت ورزش، وزارت کار و امور اجتماعی، وزرات اقتصاد و دارایی در همراهی فوتبال و سیاست انکار ناپذیر خواهد بود.

مربی بعدی چه کسی باید باشد؟

قرارداد کی‌روش بعد از جام جهانی قطر پایان یافته است.از طرفی اندیشه و روش‌های مرد پرتغالی مشخص  و معین است. عدم همکاری و یا همکاری با او باید مورد بررسی قرار بگیرد. سرمربی اگر بماند باید تغییر مسیر بدهد. اگر برود باید پاسخگو باشد. اگر مربی ایرانی مد نظر است نباید داستان امیر قلعه نویی و امثالهم تکرار گردد. اگر دنبال مربی خارجی هستیم نباید تاجر مسلکی وارد بازار شویم. اینکه مربی بعدی ایران چه کسی باید باشد یقینا فوتبال ایران و متولیان آن باید در سه نکته به اجماع رسیده و براساس آن تصمیم گرفته شود؛ ابتدا فرصت مناسب برای رسیدن به هدف، دوم تعامل و همکاری با فوتبال پایه و باشگاهی و سوم تشکیل کارگروه غیر سفارشی برای کنترل وضعیت تیم در طول دوران فعالیت تیم ملی. “البته خارج از دخالت‌های گذشته” آقای رئیس جامعه فوتبال ایران مشتاق است و تقاضا دارد برای رسیدن به موفقیت تکلیف سرمربی آینده خود را با توجه به فاصله اندک باقی مانده تا جام ملت‌های آسیا سریعا مشخص کرده و توضیح کاملی در مورد اتفاقات قطر و قبل از آن بدهید.

 

 

 

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.