- جایزه فیروزه نیازمند بازنگری و گسترش در حوزههای مختلف است
- شیفتگان دوقطبی
- نقدی بر سریال مرد سه هزار چهره مهران مدیری/ وقتی حرف تازه ای برای گفتن درمیان نیست
- زن ناشناس برنده شیر طلایی جشنواره ونیز 2026
- تغییر مسیر بازیگران زن سینمای ایران/ از تاسیس بنیاد خیریه تا بیوتی بلاگری
- بازگشت محسن نامجو به کشور بعد از 20 سال
رادیکالیسم فرصت سوز
چرا تندروهای ایران و اسرائیل هممسیر هستند؟ رادیکالیسم فرصت سوز اگر چارچوب فعالیتهای قانونی سیاسی در ایران را در نظر بگیریم، چگونه است که آنها به طور همزمان از روی قالیباف، روحانی، خاتمی، ظریف، مرحوم هاشمی رفسنجانی، شهید لاریجانی، شهید سلیمانی، عراقچی، ذوالقدر و … رد میشوند؟ آنچه میبینیم، با منطق سیاست و الگوهای موجود، […]
چرا تندروهای ایران و اسرائیل هممسیر هستند؟
رادیکالیسم فرصت سوز
اگر چارچوب فعالیتهای قانونی سیاسی در ایران را در نظر بگیریم، چگونه است که آنها به طور همزمان از روی قالیباف، روحانی، خاتمی، ظریف، مرحوم هاشمی رفسنجانی، شهید لاریجانی، شهید سلیمانی، عراقچی، ذوالقدر و … رد میشوند؟ آنچه میبینیم، با منطق سیاست و الگوهای موجود، همخوانی ندارد.
به گزارش مشهدنیوز به نقل از هم میهن، نگاهی به رفتار، عملکرد و چارچوب ذهنی جریان تندروی داخلی نشان میدهد آنها هیچ کنش یا واکنشی نداشتند که در نهایت، هزینهای برای امنیت و منافع ملی ایران نداشته باشد. ایران همواره یا در حال پرداخت هزینههای اقدامات پیشین آنهاست، یا پسلرزههای این زنجیره اقدامها را حس میکند، یا با فرصتسوزی تفکر آنها در امور راهبردی جاری مواجه است.
فرصتسوزی، تنها یکی از مجموع اقدامات مخرب آنهاست که آخرین نمونه آن را باید در موضوع تخریب تفاهم اسلامآباد و پایان دادن به جنگ ایران – آمریکا در یک سو و طرح ادعاهای غیرواقعی و حداکثری درباره تنگه هرمز جستوجو کرد. مدل ثابت آنها در فرصتسوزی و تخریب روندها، تقریباً در مسائل مختلف یک الگوی تکرارشونده دارد: آنچه به دست آمده را با استفاده از ابزار مختلف تضعیف میکنند، با طرحِ خواستههای غیرواقعی فضا را تغییر میدهند، درباره موضوع یک فضای دوقطبی میسازند، طرف مقابل را تحریک میکنند و در نهایت، وقتی همه چیز از دست رفت، به مرحله «ما گفته بودیم» میرسند.
در واقع، آنها از الگوی پیشگوییهای خودمحققشونده (Self-fulfilling prophecy) استفاده میکنند و برای تحقق آنچه میگویند، از هیچ تلاشی دریغ نمیکنند. اگر هدف دیپلماسی را یافتن راه میانه برای حل بحرانهای خارجی بدانیم، آنها همیشه مطمئن میشوند که راه میانه وجود نداشته باشد یا اگر به دست آمد، به طور قطعی از بین برود. تا پیش از این روزها، مهمترین یادگاری آنها در سیاستِ ایران، تخریب توافق هستهای ۲۰۱۵ بود، اما امروز موضوع پایان جنگ ایران و آمریکا و تنگه هرمز نیز به آن اضافه شده است.
شاید بتوان با یک مثال این موضوع را روشنتر توضیح داد؛ تنگه هرمز از لحاظ قوانین بینالمللی، متعلق به ایران و عمان است. در لایه نخست، تهران و مسقط باید به توافقی در این موضوع برسند. در سطح بعدی، کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز متأثر از موضوع تنگه هرمز هستند و باید در این موضوع با آنها نیز رایزنی صورت بگیرد و ترتیبات جدید را برای آنها نیز جا انداخت.
نمیتوان این وضعیت بحرانی را برای ابد ادامه داد. در یک سطح بالاتر نیز قدرتهایی مانند چین و آمریکا قرار دارند که به صورت مستقیم و غیرمستقیم در موضوعی مانند تنگه هرمز، تأثیرگذار و تأثیرپذیر هستند. بهخصوص چینیها که روابط اقتصادی گستردهای با کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس دارند و منافعشان با امنیت خاورمیانه گره خورده است. ایران و عمان باید شرایط خود را در نظر بگیرند و با توجه به آنچه «میتوانند» و نه آنچه «میخواهند»، به راهحلی میانه برسند.
ایران به طور مشخص باید شرایط خود را نیز در نظر بگیرد: میزان وابستگی خود به تنگه هرمز برای واردات کالاهای اساسی و صادرات نفت و فرآوردهها، تأثیر محاصره دریایی بر این وابستگی، تلاش برای جا انداختن روایت دفاع از خود به جای گروگانگیری اقتصاد جهانی و رفتن به سمت ایجاد یک اجماع بینالمللی دیگر و … .
اما تندروهای داخلی ایران از تمام این ابعاد عبور میکنند و با طرح خواستههای حداکثری و بیپشتوانه، امکان به دست آوردن راهحل میانه را نیز از بین میبرند یا آنچه به دست آمده را میکشند. سؤال سختی که در تکرار فرصتسوزیهای آنها در موضوعات مهم و راهبردی به ذهن میآید، این است که چرا آنها به طور جدی و مستمر در خط اسرائیل حرکت میکنند؟ بحرانی بودن شرایط ایران و خاورمیانه چه سودی برای آنها دارد که تا این حد پشت اسرائیلیها حرکت میکنند؟
اسرائیل در دو دهه گذشته، منادی اصلی امنیتیسازی پرونده ایران و افزایش فشار بر کشور ما بود. جریان رادیکال داخلی نیز در دو دهه گذشته، اقدامی انجام نداد مگر اینکه اسرائیل را در پیشبرد این پروژه سنگین یاری کرد. اگر چارچوب فعالیتهای قانونی سیاسی در ایران را در نظر بگیریم، چگونه است که آنها به طور همزمان از روی قالیباف، روحانی، خاتمی، ظریف، مرحوم هاشمی رفسنجانی، شهید لاریجانی، شهید سلیمانی، عراقچی، ذوالقدر و … رد میشوند؟ آنچه میبینیم، با منطق سیاست و الگوهای موجود، همخوانی ندارد.
نسخه ظریف برای تامین امنیت پایدار منطقه
در مقاله وزیر خارجه پیشین در نشریه آلمانی زنیت مطرح شد؛ نسخه ظریف برای تامین امنیت پایدار منطقه محمدجواد ظریف با تأکید بر ضرورت ایجاد معماری بومی امنیت منطقهای، ترتیبات الزامآور عدم تجاوز را از پایههای تحقق امنیت پایدار در منطقه دانست. به گزارش مشهدنیوز، «محمدجواد ظریف» وزیر پیشین امور خارجه و بنیانگذار موسسه پایاب در یادداشتی […]
15 سپتامبر 2026
تندروهای داخلی ایران , تنگه هرمز , دیپلماسی , رادیکالیسم
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.






